خرید بک لینک
معلم عصبانی شد و دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟معلم تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انضباطش باهاش صحبت كنم!دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برا

برچسب: نویسنده: آرتین زمانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 13:56

ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ ! ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ... ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒـﻮﺩﯼ ! ﻣـﻦ ﺑـﻪ ﺭﺳـﻢ ﺭﻓـﺎﻗـﺖِ ﺩﯾـﺮﯾـﻨـﻪ ﻣـﺎﻥ .. ﭼـﺸـﻤـﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺑـﻨـﺪﻡ ؛ ﺗـﻮ ﻫـﻢ ﻧـﻘـﺎﺑـﺖ ﺭﺍ ﺑـﺮﺩﺍﺭ ﺭﻓـﯿـﻖ ... ﺑـﮕـﺬﺍﺭ ﺻـﻮﺭﺗـﺖ ﻫـﻮﺍﯾـﯽ ﺑـﺨـﻮﺭﺩ!

برچسب: دیر شناختمت,دير شناختمت,چقدر دیر شناختمت,چه دیر شناختمت, نویسنده: آرتین زمانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 13:56

شاید گل هایی که بهت دادم و پس بدی ولی یه روزی روی سنگ قبرم گل میزاریشاید امروز دستاتو بهم ندی اما یه روز روی سنگ قبرم دست می کشی.....شاید امروز سکوت کنی اما یه روزی سر قبرم التماس میکنی که باهات حرف بزنمشاید امروز آغوشت برام حرام باشه امایه روزبا حسرت سنگ قبرمو درآغوش بگیری

برچسب: نویسنده: آرتین زمانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 13:56

حس نوشتن دارم و یک دنیا حرفاما این بار واژه ها حقیرند برای بیان فریاد دلمپس : سکوت خواهم کرد شاید وجدان تقدیرم به درد بیایدفقط شنیدنی ترین و خواندنی ترینش آخرش استوآخر نوشته من این شد :زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید و می کوبداما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنیداین منم« قهرمـــان خــودم »

برچسب: قهرمان خودم,من قهرمان خودمم,این منم قهرمان خودم, نویسنده: آرتین زمانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 13:56

صفحه بندی